به عمق وجودش فکر می‌کرد. با خودش تکرار می‌کرد: تنهاست.
تنهایی، چیزی فراتر از تنها بودن به معنای لغوی‌اش بود.
شاید آدم‌ها، اتفاقاً وقتی کنار دیگران هستند، بیشتر احساسش می‌کنند.

همین‌طور که ذهنش درگیر این فکرها بود، صدای زنگ تلفن رشته‌ی افکارش را پاره کرد. تلفن را برداشت.

«من که بهت گفتم نمی‌شه. چرا هم خودتو اذیت می‌کنی، هم منو؟»

از آن‌سوی خط، فقط صدای نفس‌های سنگین می‌آمد.

«ما وقتی کنار هم بودیم، بیشتر از حالا احساس تنهایی می‌کردیم. نه؟» صدایش لرزید. کلمات روی بغض افتادند.

مرد گفت: «چرا انقدر رادیکال نگاه می‌کنی؟ چرا نمی‌ذاری در موردش حرف بزنیم؟»

آهی کشید. نفسش را از بینی بیرون داد. «هنوز پشت خطی؟»

«آره… نازنین.»

«تو رو خدا این “نازنین” رو دیگه نگو. من گفتم تموم شده.
به خدا قسم، هر کتاب روان‌شناسی بخونی می‌گه رابطه‌مون بیمارگونه بوده. بسه.»

«چرا نمی‌فهمی که من هنوز دوستت دارم؟ چرا همه‌ی درها رو می‌بندی؟
اگه پای خیانت وسط بود، انقدر اذیت نمی‌شدم.
نمی‌فهمم چرا اینجوری می‌کنی با خودت و با من…
نازنین، یه بارم که شده، گوش کن. می‌تونی؟»

«رضا، اگه بگم تو مشکلی نداری، باور می‌کنی؟»

«یعنی چی نازنین؟ چرا بی‌ربط می‌گی؟»

«رضا… من تنهام.
ولی نه اون‌طور که وقتی کنار تو بودم، تنها باشم.
این رابطه چیزی از من باقی نذاشته.»

«نازنین، چی داری می‌گی آخه؟»

نازنین تلفن را قطع کرد.
اشک از صورتش سرازیر شد. دست‌هایش برگه‌های مچاله‌شده روی میز را رها نکرده بودند.
برگه‌ها را آرام صاف کرد.

بالای صفحه نوشته شده بود:
آزمایشگاه سرطان‌شناسی

سعید حسین‌زاده

سعید حسین‌زادهAuthor posts

Avatar photo

سعید حسین‌زاده نویسنده و مهندس ژئوتکنیک سعید حسین‌زاده نویسنده و مهندس ژئوتکنیک است که در هلند زندگی می‌کند. او دانش‌آموخته‌ی مهندسی معدن از دانشگاه پلی‌تکنیک تهران و دارای دو مدرک کارشناسی ارشد در حوزه‌ی ژئوتکنیک از دانشگاه‌های دلفت هلند و اکستر انگلستان است. از سال ۲۰۱۵ تاکنون در شرکت بین‌المللی آرکادیس در هلند به‌عنوان کارشناس ژئوتکنیک و ارتعاشات فعالیت دارد و تجربه‌ی اجرای پروژه‌های مهندسی در اروپا، آسیا، آمریکا و استرالیا را در کارنامه‌ی خود ثبت کرده است. او پیش‌تر به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره‌ی انجمن دانشجویان و دانش‌آموختگان اراسموس موندوس زیر نظر اتحادیه‌ی اروپا فعالیت داشته است. در کنار فعالیت‌های فنی، نوشتن برای او سفری درونی است؛ راهی برای کاوش در حافظه، هویت و مرزهای میان علم و احساس. تجربه‌ی زیستن در فرهنگ‌های گوناگون در نوشته‌هایش حضوری پررنگ دارد و نگاه او را نسبت به مهاجرت، ریشه‌ها و پیوندهای انسانی شکل داده است. در کنار نویسندگی، گاه به ترجمه نیز می‌پردازد و تجربه‌ی همکاری با پلتفرم TED و ترجمه‌ی متون میان فارسی و انگلیسی را دارد. او تأملات و داستان‌های کوتاه خود را در کانال تلگرامش با نام کنج ذهن من (The Corner of My Mind) منتشر می‌کند. نخستین رمان انگلیسی او با عنوان A Survivor به پایان رسیده و در انتظار انتشار است. سعید حسین‌زاده همچنین همراه با ماندانا حیدریان هرمانسون کتاب مشترکی با عنوان کوچِ رهگذر نوشته است که در انتظار چاپ قرار دارد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *