مشكل از ديروز و امروز نيست، مسئله از دل زمانى خاص بيرون مى‌آيد كه متعلق است به برهه‌اى نامعلوم از تاریخ. دوره‌اى كه در آن نطفه‌ء تعصب بسته و تاريخ مملكت ما آبستنِ جمود فکری شد.

اين طور بود كه ما منجمد شديم در “شرايط حساسى كنونى”. ما هیچ‌گاه از شرايط حساس كنونى گذر نخواهيم كرد، چرا كه لحظاتِ در گذر زندگى و فرصت‌هايى كه براى مشق كردن دموكراسى در اختيارمان قرار مى‌گيرند را شرايطى حساس مى‌پنداريم كه در آن همگان ملزم هستند به نوشتن از روى سرمشقى كه ويژه‌ى شرايطى است كه خاص پنداشته مى‌شود. شرايطى كه در آن فرصت‌ها براى اتحاد، تهديد انگاشته مى‌شوند و از دست مى‌روند. شرايط حساس كنونى مختصاتی دارد و كسانى که آن را رعايت نكنند، مورد هجمه قرار خواهند گرفت و به كارشكنى متهم خواهند شد . غافل از آن‌كه با اين شيوه‌ء رفتاری، در حال مشق كردن ديكتاتورى هستيم و شرايط حساس كنونى فرصت زايمان فرزند ناقص‌الخلقه‌ء آزادى بيان است و سقط آزادى انديشه.
در شرايط حساس كنونى، باید زبان‌ها در كام كشيده شوند و گوش‌ها و چشم‌ها مطيع اوامر هدايت‌كنندگان بحران باشند. در چنين شرايطى نقدپذيرى به سوی صفر میل پیدا می‌کند و مورد هجمه واقع شدن به حداكثر ممكن می‌رسد. شرايط حساس كنونى بزنگاه‌ی است براى گفت‌و‌گو در جهت باز كردن گره از زلف در هم فرو رفته و آشفته‌ء امور اما به خطا، دهان بستن و سكوت کردن تعريف مى‌شود.
ما در شرايط حساس كنونى، به جمود فكرى خواهيم رسيد و مهرى ديگر خواهيم زد بر شكست دموكراسى، عقلانيت و گفت‌و‌گو.

ماندانا حیدریان هرمانسون

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *