چیزی به من بگو
به سان بهار
مثلاً شکوفا شو
یا ببار چو باران رحمت در من
یا رنگین کمانی شده، در بر گیر روحم را
چیزی بگو
فراتر از واژه
نافذ در وجودم
چیزی بگو
مثلاً
در کنارتم…

تورگوت اویار

ترجمه‌ی سولماز ارزیلی

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

چند زندگی باید زیست تا انسان خسته شود؟
چند سال باید بگذرد تا پیر شود؟
چند بار شکست بخورد تا دلزده گردد؟
پس از چند بار عاشقی،بی‌دل شود؟
و چند واژه بگوید تا آدمی لال شود؟

الیف شافاک

ترجمه‌ی سولماز ارزیلی

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

برای شناخت هر کوچهٔ بن‌بست،
مجبورمان کردند تا انتهایش برویم…

عصمت اوزل

ترجمه‌ی سولماز ارزیلی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *